زبانحال حضرت رباب سلاماللهعلیها در شام غریبان حسینی
تـو زیـر آفـتـابـی و مـن زیـر آفـتـاب ای سایۀ سرم چه کند با غـمت رباب ای مـاه من! تن تو کجـا و تب کـویـر آه از زنان پـردهنـشـین و شب کویر آن گـرگها که پیـرهـنت را دریدهاند حالا به مـوی دخـتـرکـانت رسـیدهاند ما سـوخـتـیم از غـم تو مثـل مـادرت دارد فـرار میکـند از خـیمه دخـترت قـلـبـم به یـاد پـیـکـر تو تـیـر میکشد ذهنم تو را دوباره به تصویر میکشد بر سینه میزنم من از این داغ سینهسوز در گوش من صدای سم اسبها هنوز گهواره را نبر؛ نبرش یادگاری است بعد از تو سهمم از همه عالم، نداری است باور نمیکنم که چنین پیر و خـستهام در نصف روز این همه آقا شکستهام تنها پناه من فـقـط آغوش زینب است بار غم حرم همه بر دوش زینب است نه اینچـنین اسـیـر شدن، نه فـدا شدن جان کندن است از تو حسینم جدا شدن |